در کشور ما که نسل جوان آن بیشترین درصد جمعیت را تشکیل می دهد، آموزش محیط زیست می تواند تأثیر قابل توجهی در تقویت فرهنگ زیست محیطی و رسیدن به اهداف توسعه پایدار داشته باشد. آشنائی جوانان با علوم پایه محیط زیست در مقاطع مختلف تحصیلی می تواند روحیه سازگاری و حفاظت از منابع طبیعی را در آنها تقویت کرده و حس مسئولیت پذیری را به صورت منطقی در آنان افزایش دهد.

بدیهی است در چنین وضعیتی، انتخاب مطلوب ترین روشهای آموزشی توأم با دسترسی به دانش روز و نیز تشویق جوانان به یادگیری و مطالعه می تواند در دستیابی به اهداف مدیریتی جهت حفظ و حمایت از محیط زیست کمک مؤثری نماید.

با توجه به اصل پنجاهم قانون اساسی کشورمان که حفاظت محیط زیست را وظیفه عمومی تلقی می کند، ضروری است که اقدامات مستمر و همه جانبه و فراگیر در جهت افزایش آگاهی های زیست محیطی جامعه صورت گیرد.

تردیدی نیست که آموزش مستمر و هدف دار اقشار مختلف جامعه به ویژه نوجوانان و جوانان به طوری که آنان را با مفاهیم زیست محیطی آشنا سازد می تواند به داشتن جامعه ای با وجدان زیست محیطی منجر شده و آینده ای توأم با سرسبزی، سلامتی و توسعه ای پایدار برای کشور فراهم آورد.

در مجموع، آموزش محیط زیست را می توان یک نظام فکری جدید تعریف کرد که اصول ارزشی، عواطف و مسئولیت های فردی و حرفه ای و حتی عادات رفتاری هر فرد و نهایتاً جامعه بایستی در جهت حفظ و پایداری محیط زیست متحول گردد.

آموزش محیط زیست کوشش آگاهانه برای دستیابی به این اهداف برای تمامی سنین خصوصاً جوانان و نوجوانان و از طریق نظام های آموزشی رسمی و غیر رسمی است. آلدولئوپولد پدر علم حفاظت از طبیعت می گوید: “ما از سرزمین بدون ملاحظه استفاده می کنیم، زیرا ما آن را جزء مایملک خود میدانیم، هنگامیکه ما به سرزمین به چشم یک جامعه نگاه کنیم و خود را جزء مایملک آن جامعه بدانیم، آنگاه استفاده ما از آن با عشق و احترام همراه خواهد بود”.

هدف آموزش محیط زیست، در الویت اول، پرورش افرادی فعال و آگاه نسبت به محیط زیست خود و مسئولیت شان در حفاظت از آن است. برای نیل به این هدف، آموزش باید شناخت افراد را نسبت به واکنش های متقابل نسبت به جنبه های فیزیکی ، بیولوژیکی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی محیط زیست و وابستگی و ارتباط های پیچیده میان توسعه اجتماعی –اقتصادی و بهبود محیط زیست افزایش دهد.

هدف آموزش محیط زیست این است که در هر فرد حساسیتی نسبت به حوادث و تغییرات فیزیکی، زیستی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی محیط زیست بوجود آورد و نگرانی هایی نسبت به مسائل بوجود آمده در وی ایجاد و نسبت به اصلاح مشکلات انسانی مانند فقر، بی سوادی، بی عدالتی اجتماعی، و نظایر آن همت گماشت و مهارتی برای ابداع روش ها، وسایل و حل مسائل زیست محیطی در او به پروراند.

تأکید بر ابعاد مذهبی در آموزش محیط زیست امروزه دلایل اصلی تخریب محیط زیست، در خودخواهی، حرص و طمع، تجمل گرایی، بی مسئولیتی و عدم توجه به ارزشهای والای انسانی است و به همین دلیل باید تحولی عظیم در ارزشها و اعتقادات انسانی صورت گیرد. بر این اساس مدیریت محیط زیست می تواند با تأسی از آیات و روایات نسبت به ترویج و احیای آموزش محیط زیست اقدام نماید. چرا که این آموزش نه تنها به ارتباطات بین انسان و طبیعت معنی می بخشد، بلکه باعث می شود که این ارتباطات، آرمان ساز، شورانگیز و تعهدآور گردد.

عبارت “آموزش محیط زیست” برای نخستین بار در مغرب زمین توسط کشور های صنعتی عنوان گردید و توسط آن ها وارد برنامه های درسی شد و تعاریف متفاوتی از آن در دائرة المعارف ارائه شده است.

اولین تعریف از آن به سال ۱۹۶۹ بر می گردد که بر طبق تعریف یونسکو، آموزش زیست محیطی، ایجاد مهارت و نگرش لازم برای درک و قدردانی از روابط درونی بشر، فرهنگ و بیوفیزیک اطراف می باشد.

در حال حاضر جامعه شاهد بحران ها و چالش های زیست محیطی است و نگرانی آن دغدغه ی متولیان و دست اندرکاران حفاظت از محیط زیست می باشد. اما بر همگان مبرهن است رویداد های اجتناب ناپذیر زیست محیطی حاصل کنش های آدمی با طبیعت است و در این راستا هر گونه فعالیت در جهت روشن سازی اذهان و آگاهی بخشی مسائل زیست محیطی در اقدامات و اتخاذ تصمیمات انسان در عرصه زندگی فردی و اجتماعی تاثیر گذار است.

فلسفه آموزش و آگاهی بخشی محیط زیست غیر از این نخواهد بود که وجدان بیدار زیست محیطی انسان به درجه ای از خودآگاهی برسد که دریابد سرنوشت او از سایر عناصر طبیعت جدا نیست و ارزش های زیست محیطی او در جهت کاهش، دوباره به کار بردن و بازیابی نواد زائد در زندگی روزمره به عنوان قانون طلایی در بقاء بشری تعریف می شود. فلذا برای دستیابی به این هدف آموزش های رسمی و غیر رسمی امری ضروری است.

کنفرانس استکهلم (۱۹۷۲) سازمان ملل متحد اولین تلاش جمعی رسمی ۱۱۳ کشور جهت تاکید بر نقش آموزش و آگاه نمودن مردم نسبت به مسائل محیط زیست بود که به ایجاد برنامه جهانی آموزش زیست محیطی (IIEP) به عنوان پروژه ای از برنامه محیط زیست سازمان ملل متحد-یونسکو(UNEP) انجامید. گام بعدی برگزاری اولین کارگاه بین المللی آموزش محیط زیست در سال ۱۹۷۵ در بلگراد برای تدوین اصول برنامه جهانی آموزش محیط زیست و شکل گیری کنوانسیون بین المللی آموزش محیط زیست در سال ۱۹۷۷ در گرجستان بوده است.

گام اساسی آموزش زیست محیطی در دهه ۱۹۷۰ در کنفرانس تفلیس برداشته شد که پس از این کنفرانس دولت ها دریافتند که تغییرات بنیادی زیست محیطی نیاز به تغییر طرز فکر دارد. که در بیانیه ای بر آموزش افراد در کلیه سنین و سطوح در قالب آموزش های رسمی و غیر رسمی و نقش وسایل ارتباط جمعی تاکید شده است.

در سال ۱۹۹۲ نیز در ریو دوژانیرو برزیل به تدوین برنامه قرن بیست و یکم توسعه و محیط زیست تحت عنوان “سند دستور کار ۲۱” منتهی شد که حاصل آن به صورت منشوری، که اصل ۹، ۲۱، ۱۱۰ این منشور به نقش آموزش و مشارکت افراد در حل مسائل زیست محیطی می پردازد. رهبران جامعه جهانی بار دیگر در سال ۲۰۱۲ در اجلاس ریو +۲۰ گردهم آمدند تا دستآرودهای بیست ساله ی اجلاس زمین را ارزیابی نمودند.

مهم ترین اهداف آموزشی که دنبال شد شامل بهبود وضعیت نظام آموزشی برای آماده سازی مردم جهت پیگیری توسعه پایدار و استفاده موثر از فناوری اطلاعات و ارتباطات برای ارتقای میزان یادگیری و ترویج برنامه های غیر رسمی آموزشی است.

آنچه مسلم است آموزش زیست محیطی آموزش زیست محیطی همه گیر مادام العمر و جامع و عملی و متکی بر اصول : احترام به طبیعت و حفظ سایر موجودات زنده، بهبود زندگی بشر، حفاظت از تنوع زیستی، تغییر در عادات و درک افراد، ایجاد دانش محلی به منظور توسعه و حفاظت محیط زیست است. بحران زیست محیطی از مسائل مهم جامعه قرن ۲۱ است.

از برآیند این مباحثات بر می آید ایجاد و تداوم یک نهضت آموزشی توسط متولیان و دست اندرکاران با هدف تغییر رفتار و اصلاح بینش عمومی نسبت به محیط زیست ضرورت داشته در این راستا مدیران و مسئولین حفاظت محیط زیست برخود وظیفه می دانند در جهت پرورش افرادی فعال و آگاه نسبت به محیط زیست خود متعهدانه عمل نماید.

آموزش اخلاق زیست محیطی که مقوله ای چند بعدی است را در برنامه های خود در پیش گرفته و به تصمیم گیرندگان مسائل فرهنگی – اجتماعی یاری می رساند.

حسینعلی ابراهیمی کارنامی مدیرکل حفاظت محیط زیست مازندران

Print Friendly, PDF & Email